اگزوپری، خالق شازده کوچولو: یک لبخند زندگی مرا نجات داد.

Untitled5

بسیاری از مردم كتاب “شاهزاده كوچولو” اثر ” اگزوپری” را می شناسند. اما شاید همه ندانند كه او خلبان جنگی بود و با نازیها جنگید و كشته شد. قبل از شروع جنگ جهانی دوم اگزوپری در اسپانیا با دیكتاتوری فرانكو می جنگید. او تجربه های حیرت آور خود را در مجموعه ای به نام لبخند گردآوری كرده است. در یكی از خاطراتش می نویسد كه او را اسیر كردند و به زندان انداختند او كه از روی رفتارهای خشونت آمیز نگهبانان حدس زده بود كه روز بعد اعدامش خواهند كرد مینویسد :”مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همین دلیل بشدت نگران بودم. جیب هایم را گشتم تا شاید سیگاری پیدا كنم كه از زیر دست آنها كه حسابی لباس¬هایم را گشته بودند در رفته باشد یكی پیدا كردم و با دست های لرزان آن را به لبهایم گذاشتم ولی كبریت نداشتم.
از میان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم. او حتی نگاهی هم به من نینداخت درست مانند یك مجسمه آنجا ایستاده بود. فریاد زدم “هی رفیق كبریت داری؟” به من نگاه كرد شانه هایش را بالا انداخت و به طرفم آمد. نزدیك تر كه آمد و كبریتش را روشن كرد بی اختیار نگاهش به نگاه من دوخته شد. لبخند زدم و نمی دانم چرا؟ شاید از شدت اضطراب، شاید به خاطر این كه خیلی به او نزدیك بودم و نمی توانستم لبخند نزنم. در هر حال لبخند زدم و انگار نوری فاصله بین دلهای ما را پر كرد. میدانستم كه او به هیچ وجه چنین چیزی را نمیخواهد ولی گرمای لبخند من از میله ها گذشت و به او رسید و روی لبهای او هم لبخند شكفت.
سیگارم را روشن كرد ولی نرفت و همانجا ایستاد و مستقیم در چشمهایم نگاه كرد و لبخند زد من حالا با علم به اینكه او نه یك نگهبان زندان كه یك انسان است به او لبخند زدم. نگاه او حال و هوای دیگری پیدا كرده بود … پرسید: “بچه داری؟” با دستهای لرزان كیف پولم را بیرون آوردم و عكس اعضای خانواده ام را به او نشان دادم و گفتم :” اره ایناهاش” او هم عكس بچه هایش را به من نشان داد و درباره نقشه ها و آرزوهایی كه برای آنها داشت برایم صحبت كرد. اشك به چشمهایم هجوم آورد. گفتم كه می ترسم دیگر هرگز خانواده ام را نبینم. دیگر نبینم كه بچه هایم چطور بزرگ می شوند. چشم های او هم پر از اشك شدند. ناگهان بی آنكه كه حرفی بزند قفل در سلول مرا باز كرد و مرا بیرون برد. بعد هم مرا بیرون زندان و جاده پشتی آن كه به شهر منتهی می شد هدایت كرد! نزدیك شهر كه رسیدیم تنهایم گذاشت و برگشت بی آنكه كلمه ای حرف بزند!یك لبخند زندگی مرا نجات داد! بله لبخند بدون برنامه ریزی؛ بدون حسابگری؛
لبخندی طبیعی زیباترین پل ارتباطی آدم هاست. ما لایه هایی را برای حفاظت از خود می سازیم.
لایه مدارج علمی و مدارك دانشگاهی، لایه موقعیت شغلی و این كه دوست داریم ما را آنگونه ببینند كه نیستیم. زیر همه این لایه ها من حقیقی و ارزشمند نهفته است. من ترسی ندارم از این كه آن را روح بنامم من ایمان دارم كه روح های انسان ها است كه با یكدیگر ارتباط برقرار می كنند و این روح ها با یكدیگر هیچ خصومتی ندارد. متاسفانه روح ما در زیر لایه هایی ساخته و پرداخته خود ما كه در ساخته شدنشان دقت هولناكی هم به خرج می دهیم ما از یكدیگر جدا می سازند و بین ما فاصله هایی را پدید می آورند و سبب تنهایی و انزوایی ما می شوند. داستان اگزوپری داستان لحظه جادویی پیوند دو روح است که آدمی به هنگام عاشق شدن و نگاه كردن به یك نوزاد این پیوند روحانی را احساس می كند. وقتی كودكی را می بینیم چرا لبخند می زنیم؟ چون انسان را پیش روی خود می بینیم كه هیچ یك از لایه هایی را كه نام بردیم روی من طبیعی خود نكشیده است و با همه وجود خود و بی هیچ شائبه ای به ما لبخند می زند و آن روح كودكانه درون ماست كه در واقع به لبخند او پاسخ می دهد.

برچسب‌ها, , ,



{ مطالب ویژه وب سایت}

خوابیدن با دهان باز مشکل‌زاست

خوابیدن با دهان باز مشکل‌زاست

تنفس عادی و طبیعی، تنفسی است که از راه بینی انجام شود. بنابراین...

قهوه سبز

قهوه سبز

دانه گیاه قهوه در ابتدا به رنگ سبز می باشد که طی فرایند برشته شدن و فرآوری ابتدا به قهوه سفید و سپس دانه های قهوه ای...

عوامل ایجاد کننده سقط جنین

عوامل ایجاد کننده سقط جنین

بسیاری از زنان هنگام آبستنی راجع به سقط نگرانند به خصوص در سه ماهه اول که این مشکل شایع تر است..

شایع‌ترین علائم سکته مغزی

شایع‌ترین علائم سکته مغزی

زمانی که جریان خون در مغز شما متوقف می شود، سکته مغزی رخ می دهد که باعث می شود...




درباره دکتر علی پرندآور

دکتر علی پرندآور، جراح و متخصص گوش، حلق و بینی (زیبایی بینی)، متولد یکم مهرماه 1340در شهرستان شهسوار هستند. ایشان در سال 1358 بعد از سپری نمودن دوران تحصیلی و اخذ دیپلم ، در سال 1364 در رشته پزشکی عمومی وارد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی شدند. و پس از آن در زمینه جراحی و تخصص گوش و حلق و بینی (زیبایی)، در سال 1374 دوران تحصیل خود را گذراندند و . . .

... بیشتر بخوانید

اطلاعات تماس

4527 33 33 013
5084 33 33 013

Info@DrAliParandavar.com
www.DrAliParandavar.com

آدرس مطب

رشت , چهار راه میکاییل
ابتـدای خیـابان نـامـــجـو
ساختمان پزشکان سیـنـا
طبقه اول ، دکتر پرندآور